عسل خاتون
و خدایی که همین نزدیکیست...
http://terme64.blogfa.com/

در این روزها و شبهای مقدس نیم نگاهی را محتاجم
که دوستی به پهنای قلب مهربانش به سوی کلبه ی ویرانه ی دل من بیندازد
پس ای مهربان التماس دعا

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک
دیوار حرم به احترام تو شکافت

شب آرزوهاست و با هر زبان ، با هر عقیده
در هر کجا و هر زمانی که با امید از خدا خواهشی دارید
ما را بی نصیب از دعاهایتان نگذارید . . .

آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را
کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به
چاه مى اندازند
سر از
خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست !
پس
به “تدبیرش” اعتماد کن
به “حکمتش” دل بسپار
به او “توکل” کن

ای انسان!
قدر خود را بدان؛
به حدی گرانی ، كه فقط خدا توان خریدت را دارد
پس خود را به قیمت حسرتی تلخ، به تاراج مده . . .

دلا بیا به سرای علی سری بزنیم
به خانه ای كه شكسته درش دری بزنیم
شنیده ام كه در این روزها علی تنهاست
بیا به خانه بی فاطمه سری بزنیم.

در دستور زبان عرفان ، فعل اینگونه صرف می شود :
من نیستم ، تو نیستی ، او همیشه هست !

رسیده عید و دلها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند با هم
همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توام شده با داغ زهرا
بود سین نخستین ، سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین
ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا
بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی
از این ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است
به روی سفره سین پنجم اینست
سر سجاده اش زینب حزین است
شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین مانده سوت و کور خانه
چه گویم ای عزیز از سین آخر
بود آن سینه ی مجروح مادر

خوشا به حال سال ۹۱ ،
ماه دوازدهمش را دید و عمرش به سر رسید !
میترسم عمرم به سر برسد
و ماه دوازدهمم را ندیده باشم …

| Design By : RoozGozar.com |



